محققان در این جاها، قوانینی را تجدید بنا مینمایند که شاید صرفا لحظاتی بعداز به دنیاآمدن دنیا وجود داشته. فرض کن بتوانی به چندین میلیارد سال قبلی نگاه کنی. خیر با تلسکوپ، بلکه با عکس العمل معلم خصوصی فیزیک در همدان ذرات.
این دانش چه سؤالاتی را دنبال مینماید؟
سؤالاتی که گاهی بیشتر مشابه فلسفهاند تا فیزیک:
چرا عالم از ماده تشکیل شده، خیر پادماده؟
آیا ذرات ناشناختهای وجود دارا هستند که هنوز ندیدهایم؟
نیروی گرانش چرا با سایر نیروها جور درنمیآید؟
فیزیک ذرات بنیادی دنبال جواب قطعی وجود ندارد؛ دنبال سرنخ میباشد. هر کشف، درِ یک سری سؤال جدید را گشوده مینماید.
ارتباطش با معاش روزانه ما
شاید پندار کنی این دعواها خیلی بدور از معاش حقیقی وواقعی میباشد.
ولی حقیقت این میباشد که همین بازرسیها سبب بسط ابزارهای تشخیصی در پزشکی گردیدهاند. یا این که الگوریتمهایی که برای بررسی دادههای وسیع به کار گیری می شوند، آغاز برای آنالیز واکنش ذرات پیاده سازی گردیدهاند.
حتی خویش اینترنت، اولیتوشه برای تبادل داده در بین فیزیکدانها ساخته شد.
آجل این مسیر به کجا می رسد؟
هیچکس پاسخ قطعی ندارد.
شاید ذرات جدیدی کشف خواهد شد که تعریفوتمجید ما از ماده را عوض نماید. شاید هم بفهمیم چیزی که تفکر میکردیم «بنیادی» میباشد، خودش از اجزای خردتری درست شده.
آنچه مشخص و معلوم میباشد، این میباشد که فیزیک ذرات بنیادی هنوز صحبتهای متعددی برای بیان کردن دارااست.
و هر توشه که فکر می کنیم به ته روایت رسیدهایم، طبیعت لبخند می زند و می گوید: «هنوز خیر.»
چرا این حوزه برای نسل تازه دیدنی میباشد؟
زیرا ترکیبی میباشد از تخیل و منطق.
از یک طرف به حساب آوردن و فرمول، از طرف دیگر سوالهایی که ذهن را قلقلک میدهد. برای هر کس دوست دارااست بداند «چرا»، این دانش یک زمین بازی حقیقی میباشد.
خیر شعار می دهد، خیر وعده می فروشد. تنها عملکرد مینماید پرده را کنار بزند.
گردآوریبندی کوتاه، سوای پیچاندن
در شرایطیکه بخواهم خلاصهاش کنم:
فیزیک ذرات بنیادی تلاشی میباشد برای دانستن ریشههای تمامیچیز. خیر صرفا ماده، بلکه مقررات قاضی بر دنیا.
علمی که آهسته و بیسرو صدا جلو میرود، ولی هر کشفش می تواند نگاه مارا به هستی عوض نماید.
و شاید مهم ترین نکته همین باشد؛
اینکه هنوز، چیزهای متعددی می باشد که نمیدانیم.
محققان در این جاها، قوانینی را تجدید بنا مینمایند که شاید صرفا لحظاتی بعداز به دنیاآمدن دنیا وجود داشته. فرض کن بتوانی به چندین میلیارد سال قبلی نگاه کنی. خیر با تلسکوپ، بلکه با عکس العمل معلم خصوصی فیزیک در همدان ذرات.
این دانش چه سؤالاتی را دنبال مینماید؟
سؤالاتی که گاهی بیشتر مشابه فلسفهاند تا فیزیک:
چرا عالم از ماده تشکیل شده، خیر پادماده؟
آیا ذرات ناشناختهای وجود دارا هستند که هنوز ندیدهایم؟
نیروی گرانش چرا با سایر نیروها جور درنمیآید؟
فیزیک ذرات بنیادی دنبال جواب قطعی وجود ندارد؛ دنبال سرنخ میباشد. هر کشف، درِ یک سری سؤال جدید را گشوده مینماید.
ارتباطش با معاش روزانه ما
شاید پندار کنی این دعواها خیلی بدور از معاش حقیقی وواقعی میباشد.
ولی حقیقت این میباشد که همین بازرسیها سبب بسط ابزارهای تشخیصی در پزشکی گردیدهاند. یا این که الگوریتمهایی که برای بررسی دادههای وسیع به کار گیری می شوند، آغاز برای آنالیز واکنش ذرات پیاده سازی گردیدهاند.
حتی خویش اینترنت، اولیتوشه برای تبادل داده در بین فیزیکدانها ساخته شد.
آجل این مسیر به کجا می رسد؟
هیچکس پاسخ قطعی ندارد.
شاید ذرات جدیدی کشف خواهد شد که تعریفوتمجید ما از ماده را عوض نماید. شاید هم بفهمیم چیزی که تفکر میکردیم «بنیادی» میباشد، خودش از اجزای خردتری درست شده.
آنچه مشخص و معلوم میباشد، این میباشد که فیزیک ذرات بنیادی هنوز صحبتهای متعددی برای بیان کردن دارااست.
و هر توشه که فکر می کنیم به ته روایت رسیدهایم، طبیعت لبخند می زند و می گوید: «هنوز خیر.»
چرا این حوزه برای نسل تازه دیدنی میباشد؟
زیرا ترکیبی میباشد از تخیل و منطق.
از یک طرف به حساب آوردن و فرمول، از طرف دیگر سوالهایی که ذهن را قلقلک میدهد. برای هر کس دوست دارااست بداند «چرا»، این دانش یک زمین بازی حقیقی میباشد.
خیر شعار می دهد، خیر وعده می فروشد. تنها عملکرد مینماید پرده را کنار بزند.
گردآوریبندی کوتاه، سوای پیچاندن
در شرایطیکه بخواهم خلاصهاش کنم:
فیزیک ذرات بنیادی تلاشی میباشد برای دانستن ریشههای تمامیچیز. خیر صرفا ماده، بلکه مقررات قاضی بر دنیا.
علمی که آهسته و بیسرو صدا جلو میرود، ولی هر کشفش می تواند نگاه مارا به هستی عوض نماید.
و شاید مهم ترین نکته همین باشد؛
اینکه هنوز، چیزهای متعددی می باشد که نمیدانیم.

همین اصول در مقیاس تبارکتر